پادشاه کوچک

کتاب هایی که خوانده ام

به تضادها چشم دوختن,
جز سر درد عایدی نخواهد داشت!
کودکی مان را باختیم, کافی ست!
بو کنید!
بو کنید و نترسید از تعفن مردارهای پوسیده
و نترسید از کرکس ها و کفتارها!
آنها نان و گل سرخ و باران را درک می کنند
و در خاطرشان حتما کبوتری پریده,
یا نشسته است

 

** کتاب: سال هاست که مرده ام ** شاعر: حسین پناهی ** نشر: دارینوش **

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۴ساعت ۳:۳۲ ق.ظ توسط A-S|



وقتی که تو تلویزیون بعضی از پروژه ها,
مثل تخته ی آواری یک کشتی شکسته تو بغل یه غریق می افته!
لیست اسامی مرده هایی که می شناختیم و نمی شناختیم!
حالا یا هرگز!
لیست قشون آقا محمد خان قاجار وقتی به تبریز حمله کرد!
لیست وحشت های استالین!
لیست خواب های سربازای عیال وار!
آره! فرق نمی کنه!
گاهی وقتا, هیچی با هیچی فرقی نمی کنه

 

** کتاب: سال هاست که مرده ام ** شاعر: حسین پناهی ** نشر: دارینوش **

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت ۱۰:۲۱ ق.ظ توسط A-S|



افغانستان بدبخت باشه, یا خوشبخت!
زنای افغان زن باشن, یا کابوس!
سیگارت زر باشه, یا مالبرو!
تو رسانه و مطبوعات دیگران و بکوبی, یا نکوبی!
هر چی زور بزنی یادت بیاد, یا یادت نیاد!
تیغ روی صورتت باشه, یا صورتت زیر تیغ ...
آره!
فرقی نمی کنه!
گاهی وقتا, هیچی با هیچی فرقی نمی کنه

 

** کتاب: سال هاست که مرده ام ** شاعر: حسین پناهی ** نشر: دارینوش **

 

نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت ۹:۳۸ ب.ظ توسط A-S|



من زندگی را دوست دارم,
ولی از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم,
ولی از کشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم,
ولی از پاسبان می ترسم!
عشق را دوست دارم!
ولی از زن ها می ترسم!
کودکان را دوست دارم,
ولی از آیینه می ترسم!
سلام را دوست دارم,
ولی از زبانم می ترسم

 

** کتاب: سال هاست که مرده ام ** شاعر: حسین پناهی ** نشر: دارینوش **

 

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت ۳:۵۰ ب.ظ توسط A-S|



در
سلام,
خداحافظ!
چیزی تازه اگر یافتید,
بر این دو اضافه کنید
تا شاید
باز شود این در گمشده بر دیوار...

** کتاب: سال هاست که مرده ام ** شاعر: حسین پناهی ** نشر: دارینوش **

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت ۴:۶ ق.ظ توسط A-S|



می شود چیزی گفت,
حرفی زد ...
بی آنکه لب ها تکانی بخورند!
حرفم این بود:
کسی از حال کسی آگه نیست,
حالی نیست!
من در آیینه به خود می گویم:
حیف از بز!
آدمی,
مالی نیست!

** کتاب: سال هاست که مرده ام ** شاعر: حسین پناهی ** نشر: دارینوش **

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت ۳:۲۹ ق.ظ توسط A-S|




مطالب پيشين
» یک نام و سه مدرک
» رئالیست
» لاله زار، هفت صبح
» رئالیسم
» آن سوی استقامت
» آن وقت
» این یک راز است
» خوشبختی
» چراغ
» آگاهی
Design By : ParsSkin.Com