پادشاه کوچک

کتاب هایی که خوانده ام

پدر گفت: << وقتی یک جاده ای می سازند هیچ جای آن فرعی نیست و گر نه آدم به مقصد نمی رسد. >>

 

صفحه ی ۳۱۶

** کتاب: تماماً مخصوص ** نویسنده: عباس معروفی ** نشر: گردون **

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۰ساعت ۲:۴۲ ب.ظ توسط A-S|



درباره ی آزادی صحبت بسیار خواهی شنید. اینجا پیش ما، کلمه ای تقریبا همانقدر لجن مال شده که کلمه ی عشق، که همانطور که قبلا گفتم، از همه بیشتر به لجنش کشیده اند. مردانی خواهی دید که بخاطر آزادی متلاشی شدن را به جان می خرند، شکنجه را تحمل می کنند، و حتی مرگ را می پذیرند و امیدوارم که تو یکی از آنها بشوی‌. با این همه در همان لحظه ای که بخاطر جستجوی آزادی بند از بندت خواهند درید، پی خواهی برد که وجود ندارد، که حداکثر در مقیاسی که به دنبالش می گشتی وجود دارد.

 

صفحه ی ۳۷

** کتاب: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد ** نویسنده: اوریانا فالاچی ** مترجم: مانی ارژنگی ** نشر: سپهر **

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۰ساعت ۳:۳۳ ب.ظ توسط A-S|




مطالب پيشين
» یک نام و سه مدرک
» رئالیست
» لاله زار، هفت صبح
» رئالیسم
» آن سوی استقامت
» آن وقت
» این یک راز است
» خوشبختی
» چراغ
» آگاهی
Design By : ParsSkin.Com