پادشاه کوچک

کتاب هایی که خوانده ام

با این همه آنچه را در مدارس بدان اشتغال می ورزند ناچیز نمی دیدم و می دانستم زبان هایی که در آنجا می آموزند برای فهم کتب پیشینیان ضرور است و ظرافت افسانه ها ذهن را بیدار و آگاهی بر وقایع مهم تاریخی طبع را بلند می سازد و چون آدمی آنها را با تمیز به خواند قوه ی تعقل خویش را پرورش می دهد و خواندن همه کتب نیک مانند همصحبتی با مردگان بزرگوار دوره های گذشته است که نویسنده ی آن کتاب ها می باشند و مصاحبه با رویه ای است که در ضمن آن بهترین افکار خود را به ما می نمایند و بلاغت، تاثیرات و محسنات بی نظیر دارد و لطافت و حلاوتِ شعر بهجت انگیز است و در ریاضیات تدابیر دقیق بکار است که هم طبع کنجکتو را خرسند و هم کلیه ی فنون را آسان می کند و بار زحمت انسان را سبک می سازد و رسائل اخلاقی مشتمل بر تعلیمات سودمند بسیار است که مردم را به اکتساب فضائل بر می انگیزد و علم الهی راه بهشت را به مردم می نماید و فلسفه شخص را توانا می کند که چون از هر باب سخن راند درست به نظر آید و عوام را اعجاب افکند و فقه و طب و علوم دیگر به مشتغلین آنها عزت و نعمت می رسانند و بالجمله مطالعه ی همه حتی آنها که خطا و باطل می باشند رواست تا آدمی قدر و قیمت واقعی هر یک را دریابد و بتواند از فریب خوردن بپرهیزد.

 

صفحه ی 72

** کتاب: گفتار در روش درست راه بردن عقل ** نویسنده: رنه دکارت ** مترجم: محمد علی فروغی ** نشر: مهر دامون **

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۱۲:۱۲ ب.ظ توسط A-S|



یک روز برای آنکه از شر ترس خلاص شوی مامان، تصمیم زاده شدن را به من واگذار کردی. گفتی که دستور مرا اجرا کرده ای و میل خودت را نادیده گرفته ای. مرا متهم کردی که ارباب تو هستم و تو قربانی من هستی، نه من قربانی تو و مرا سرزنش و ملامت کردی که تو را رنج می دهم. حتی با من هم می جنگیدی و می گفتی که این زندگی است؛ دامی عاری از آزادی، عاری از خوشبختی و عاری از عشق. چاهی پر از بندگی و خشونت که من هرگز نخواهم توانست از آن رهایی یابم.

 

صفحه ی 100

** کتاب: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد ** نویسنده: اوریانا فالاچی ** مترجم: مانی ارژنگی ** نشر: سپهر **

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۸:۹ ق.ظ توسط A-S|



در میان مشاغل بشری شغلی درست و نیکو و مهم باشد، آن است که من برگزیدم.

 

صفحه ی 71

** کتاب: گفتار در روش درست راه بردن عقل ** نویسنده: رنه دکارت ** مترجم: محمد علی فروغی ** نشر: مهر دامون **

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۷:۴۹ ق.ظ توسط A-S|



وقتی کسی میمیرد یعنی زاده می شود چون از هیچ آمده است و هیچ چیز بدتر از نیستی نیست. بدترین چیز این است که کسی مجبور شود بگوید که هرگز وجود نداشته است. 

 

صفحه ی 99

** کتاب: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد ** نویسنده: اوریانا فالاچی ** مترجم: مانی ارژنگی ** نشر: سپهر **

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۱۲:۱۰ ق.ظ توسط A-S|



در احکامی که درباره ی خود می کنم، میخواهم بیشتر به جانب شک متمایل باشم تا غرور و چون به دیده ی حکیم به کارهای همه مردم می نگرم تقریبا هیچ یک نیست که به چشمم لغو و بیهوده نیاید.

 

صفحه ی 71

** کتاب: گفتار در روش درست راه بردن عقل ** نویسنده: رنه دکارت ** مترجم: محمد علی فروغی ** نشر: مهر دامون **

 

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۳:۲۸ ب.ظ توسط A-S|



هر بار که تخمکی بدون بارور شدن می میرد، هر بار که دویست میلیون اسپرماتوزوئید در راه نفوذ به غشای تخمک از پا در می آیند باید سوگوار شوم. از این بدتر حتی وقتی هم که یک اسپرماتوزوئید بارور شد باید به صد و نود و نه میلیون و نهصد و نود و نه هزار و نهصد و نود و نه میلیون اسپرماتوزوئیدی که از تنها اسپرماتوزوئیدی که به درون غشای تخمک راه یافته است شکست می خورند و می میرند ، فکر کنم و سوگوار شوم. آفریدگان خدا هستند. آنها هم جان دارند و پر از عناصر سازنده ی زندگی هستند. آیا همکارم هرگز آنها را زیر میکروسکوپ تماشا نکرده است؟ آیا هرگز آنها را ندیده است که در کش واکش با دیواره ی تخمک تاب و توان از دست می دهند و با نومیدی سر خود را به آن می کوبند و می دانند که از پا افتادن یعنی مرگ؟ منظره ی دلخراشی است! همکارم با نادیده گرفتن اینها، به جنس خودش ظلم می کند.

 

صفحه ی 91

** کتاب: نامه به کودکی که هرگز زاده نشد ** نویسنده: اوریانا فالاچی ** مترجم: مانی ارژنگی ** نشر: سپهر **

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۵:۳۵ ق.ظ توسط A-S|



گفتم:《تو چرا تا به حال ازدواج نکرده ای؟》
گفت:《مردها هفت هشت سال با یک زن زندگی می کنند بعد می روند دنبال یکی دیگر. خب، ارزش ندارد. آدم جرئتش را از دست می دهد.》 و با نی از نوشابه اش نوشید.
《چرا فکر می کنی هفت هشت سال؟》
《خب وقتی آدم دگمه هایش بریزد، از ریخت می افتد.》

 

صفحه ی 341

** کتاب: تماماً مخصوص ** نویسنده: عباس معروفی ** نشر: گردون **

 

 

نوشته شده در دوشنبه نهم اسفند ۱۴۰۰ساعت ۵:۵۲ ب.ظ توسط A-S|




مطالب پيشين
» یک نام و سه مدرک
» رئالیست
» لاله زار، هفت صبح
» رئالیسم
» آن سوی استقامت
» آن وقت
» این یک راز است
» خوشبختی
» چراغ
» آگاهی
Design By : ParsSkin.Com