پادشاه کوچک

کتاب هایی که خوانده ام

رئالیست ها اصرار داشتند که هنرمند می بایست از هرگونه پندارگرایی یا خیال پروری اجتناب کند و فقط به خودِ واقعیتِ مشهود وفادار بماند، هر چند که این واقعیت بسیار ناخشنود کننده یا نامطلوب باشد.

صفحه ی 22

** کتاب: داستان کوتاه در ایران ( داستان های رئالیستی و ناتورالیستی ) ** نویسنده: دکتر حسین پاینده ** انتشارات: نیلوفر **

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۲ساعت ۱۱:۴۱ ب.ظ توسط A-S|



مست ها و شب گذارها گذشته اند
عابرانِ صبح کار
دیر و دور می رسند.
ریزه های شب به جاست در کناره ی پیاده رو
رفتگر که خواب مانده است
چنگ می زند به کیسه های آشغال،
چیزهای پربها، درون خواب، صید می کند:
ضبط صوت
با ترانه های ناشناس
حلقه ی طلا و لنگه ی گوشواره ی عروس
بازمانده ی زفاف در ملافه ها
عکس های دختران کافه ها...
یک ردیف جعبه آیینه
مخزن امید و انتظار
( سکه های بی رواج، اسکناس کهنه
عکس لخت، جاکلیدی، پنجه بکس
طاس و مهره و ورق )
یک ردیف جعبه آیینه
یک ردیف روح سوگوار
قفل بسته، آه می کشند
روی سنگفرش چارگوش لاله زار.
کاروان سطل های آشغال
( آخرِ امید، مقصد بلیتِ باخته )
صورت حساب را نهفته اند.
یک ردیف پارکومتر
روی صفر خفته اند.
کارمند شب
( پادوی دوشنبه )
رفته است.
کارمند صبح
( سارق سه شنبه )
غایب است.
بوی الکل و خیارشور
از هوا پریده است
عطر قهوه ی برشته و سوسیس
از مغازه های ارمنی، هنوز
در نسیم صبح، پر نمی زند...
کار شب به سر رسید
کار صبح کی شروع می شود؟
ای زمان بی زمان لاله زار!
آفتاب بردمیده
شهر دود می کند
ولی
سایه ی عمارت بلند
لاله زار را
مثل روزهای ابر، وانمود می کند.

صفحه ی 74

** کتاب: خیابان ها، بیابان ها ** شاعر: محمد علی سپانلو ** نشر: معاصر ۲ **

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۲ساعت ۹:۳۸ ب.ظ توسط A-S|



وی در مانیفست رئالیسم می نویسد که هنرمند می بایست فارغ از این که چه موضوعی برای کار او (( مناسب )) یا (( نامناسب )) تشخیص داده می شود, آنچه را در جهان پیرامون خود می بیند عینا بر روی بوم نقاشی ثبت کند. ابراز این عقیده, در واقع حکم دعوتی را داشت برای پشت کردن به ملاک ها و هنجارهای بورژوایی حاکم بر اندیشه زیبایی شناختیِ آن زمان و در پیش گرفتن سمت و سویی نو برای آفرینش هنر.

مطابق با این نگرش جدید, نقاش رئالیسم نباید اسیر احساسات شخصی خویش باشد, بلکه کمال هنر او در این است که بکوشد تا طبیعت را همانگونه که هست بازآفرینی کند. به این منظور, کوربه تابلوهایی می کشد که کارگران واقعی را هنگام انجام دادن کارهای پر مشقتی مانند سنگ شکستن نشان داد.

صفحه ی 22

** کتاب: داستان کوتاه در ایران ( داستان های رئالیستی و ناتورالیستی ) ** نویسنده: دکتر حسین پاینده ** انتشارات: نیلوفر **

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۲ساعت ۱۲:۲۵ ق.ظ توسط A-S|




مطالب پيشين
» یک نام و سه مدرک
» رئالیست
» لاله زار، هفت صبح
» رئالیسم
» آن سوی استقامت
» آن وقت
» این یک راز است
» خوشبختی
» چراغ
» آگاهی
Design By : ParsSkin.Com